درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : دبیر انجمن
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسسه علمی فرهنگی آوا
ذهن زیبا با دلی آرام می آید بدست
پنجشنبه 7 دی 1396 :: نویسنده : دبیر انجمن        

کتاب های کوچک قدم های بزرگ

     1.از کجا آغاز کنیم؟

                             2. چه کسی مسئول زندگی ماست؟

      3. چگونه بیندیشیم؟

   4. موفقیت چیست؟

 کاری از گروه علمی فرهنگی آوا

نگارش: سید حسین علیانسب شربیانی

از کجا آغاز کنیم؟

مقدمه

 هر آنکس ز دانش برد توشه ای

جهانی است بنشسته در گوشه ای

عصر حاضر عصر ارتباطات و اطلاعات نام گرفته است. اگر این همه اطلاعات  در مسیر پیشرفت تکامل و آرامش انسان قرار نگیرد قطعا موجب دردسر، نگرانی و نارضایتی های گوناگون خواهد بود و انسان هرچه به علم حریص تر و از کاربرد آن غافل تر باشد این بیماری لاعلاج تر و اثرات آن زیان بارتر خواهد بود.

( کتاب های کوچک قدم های بزرگ) به منظور کاربردی کردن و عملی ساختن یافته های روانشناسی و علوم انسانی برای رسیدن به قله های موفقیت همراه با آرامش درونی و آسایش بیرونی هدیه ای است برای شما تا سرنوشت خود را آگاهانه و آزادانه به دست خودتان رقم بزنید.

 

علم چندان که بیشتر خوانی                       چون عمل در تو نیست نادانی

 

بزرگترین موفقیت ها با کوچکترین قدم ها شروع شده اند و بزرگترین موجودات نیز از کوچکترین اتم ها تشکیل شده اند. پس تا ( کوچکترین هاراجدی نگیریم به بزرگترین ها نمی رسیم) 

برای مثال، بزرگترین کتاب ها از کوچکترین کلمات و حروف تشکیل شده اند و تا این کلمات و حروف کوچک نباشد نمی توان هیچ جمله یا متنی را نوشت و آن هارا به کتاب تبدیل کرد. حتی کهکشان های بسیار بزرگ هم از ذرات بسیار ریز و کوچک به نام اتم، مولکول و... تشکیل شده اند خلاصه اینکه در این دنیا هرچیز بزرگی از اجزای ریز و بسیار کوچکی تشکیل شده است بنابراین (برای رسیدن به قله های بسیار رفیع موفقیتو پیروزی باید به روش های بسیار کوچک و ساده آشنا بوده و به آن ها عمل کنیم)

در این دنیا کسی نیست که به دنبال موفقیت نباشد. همه انسان ها در هر کاری به دنبال پیروزی و موفقیت هستند. راستی موفقیت چیست؟ روش های رسیدن به آن کدام است؟ اصلا از کجا بدانیم که روش ما درست است یا غلط؟ اگر بخواهیم همه چیز را تجربه کنیم اولا عمرمان کفاف نمی دهد، ثانیا هرچیزی قابل آزمودن و تجربه کردن نیست چرا که گفته اند (تجربه را تجربه کردن خطاست) پس چه باید کرد؟به چه کسی باید مراجعه کنیم؟ و از کجا مطمئن باشیم که روش او درست است و مارا به نتیجه خواهد رساند یا  نه؟

سلسله مباحث «کتاب های کوچک، قدم های بزرگ» برای همین منظور نگارش می شوند. ما در این مجموعه قصد دادن اطلاعات یا نوشتن نسخه شفابخش و مسائلی از این قبیل برای شما نداریم بلکه می خواهیم با روش های بسیار ساده و آسان، اصول کاملا مختصر و مفید را که در تمام عرصه های زندگی برای همه انسان ها در رسیدن به موفقیت لازم و ضروری است بیان کنیم.

اینکه این موضوعات چقدر خوب است یا چقدر مفید و جالب است و یا اینکه چقدر شما از آن راضی بوده اید؟ برای ما مهم نیست، بلکه مهم این است که این روش ها در عمل بسیار کارساز و عملی باشند و هرشخصی با خواندن این مجموعه ها بتواند این روش هارا به راحتی بفهمد، به خوبی عمل کند و به آسانی بتواند به دیگران یاد بدهد. پس ساده بودن، عملی بودن و کلی بودن هراصل و و قاعده، زیربنای ماندگاری و مفید بودن آن است.

مشک آن است که خود ببویدنه آنکه عطار بگوید

اگر خودمان برای آینده و سرنوشت زندگی خویش تصمیم نگیریم، دیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت اما نه آنطور که ما میخواهیم.

اصلا چرا باید دیگران برای ما تصمیم بگیرند؟ به فکر آینده و سرنوشت زندگی خودمان باشیم تا اسیر برنامه دیگران و یا برده ی افکار این و آن نباشیم. اما سؤال اساسی این است که این گونه برنامه و تصمیم گیری هارا از کجا باید آغاز کنیم؟ به این جمله بسیار ساده اما پرمحتوا دقت کنید: «حال که محکوم به زندگی هستیم پس باید بهترینزندگی را داشته باشیم»

هر کسی در زندگانی خویش و در اندیشه های خودش، اعتقادات و باورهایی دارد که آنها را قبول میکند و شاید هم بدون دلیل آنها را بپذیرد شاید هم کلی دلیل و منطق و علت برای اینگونه اندیشه ها بتراشد.

اما آنچه مهم است این است که جملات یا باورها، ساده، دلچسب، اثرگذار و ماندگار باشند. حال با همین جمله ساده به عالی ترین قاعده یا اصل یا فرمول موفقیت در هر کاری میتوان رسید اما چگونه؟

فرض کنید خدای ناکرده تیری به پای شما اصابت کرده باشد، آیا شما این سوالات را از خود خواهید پرسید: اینکه این تیر طولش چقدر است؟ جنسش از چیست؟ وزنش چقدراست؟ یا چه کسی آن را پرتاب کرده؟ چرا به پای من اصابت کرده؟ اگر اصابت نمیکرد چه می شد؟ آگر آن تیر از پای من در نیاید چه خواهد شد؟ و صدها سوال مشابه! همه این سوالات، بی اساس، شیطانی و بی نتیجه است.  آنچه مهم است این است که آن تیر را در بیاورید تا فلج نشوید یا پایتان عفونت نکند و مشکلات بعدی را به وجود نیاورد. خلاصه اینکه باید هر چیزی را که اندیشیدن به آن فایده و نتیجه ای ندارد رها کنیم و به بهترین و ساده ترین روش این مشکل را حل کنیم.

اگر من به فکر خودم نباشم چه کسی بهتر از من میتواند  مرا درک کند؟ مشکلات مرا بشناسد و آنها را حل کند؟ از قدیم گقته اند "کچل اگر دارویی داشت سر خود را علاج میکرد" دیگران اگر بلد بودند مشکلات خودشان را حل می کردند.

کسنخاردپشتمنجزناخنانگشتمن

از همه مهم تر چرا دیگران مشکل ما را حل کنند از این به بعد ما می خواهیم در حل مشکلات دیگران کمکی کنیم.

اگر نمیتوانیم مشکلات دیگران را حل کنیم، اگر نمی توانیم بهترین زندگی را داشته باشیم پس ارزش زندگی کردن را هم نداریم، پس یاد بگیریم تا با ساده ترین روش ها، بهترین زندگی را داشته باشیم.

دوباره برمیگردیم به جمله قبلی خودمان«حال که محکوم به زندگی هستیم پس باید بهترین زندگی را داشته باشیم».

یعنی نه آمدن به این دنیا دست خودمان بوده و نه اختیار رفتنش با ماست؛ نه اینکه پسر یا دختر بودن یا ایرانی، افغانی، ژاپنی، آلمانی و امثال آن با ماست؛ لذا اندیشیدن به آن ها هیچ دردی را دوا نمی کند و هیچ فایده ای هم ندارد. فرض کنید کسی از اول تا آخر عمرش بنشیند و فقط به همین موضوعات غیر اساسی و غیرقابل حل و غیرقابل برگشت فکر کند و هزاران سوال و مسئله و مشکل از این قبیل را طرح کند، این شخص چه کمکی به خود یا جامعه خویش کردهاست؟ چنین آدمی به چه دردی میخورد؟ این چنین شخصی، ذهن و فکر و اندیشه اش را پر از خرافات و خزعبلات و ناملایمات کرده است و قادر نخواهد بود ساده ترین نیازهای خود را شناخته و آنها را براورده کند، چون فرصت اندیشیدن به نیازهای واقعی را نداشته است.

پس بیایید با هم باشیم و در کنار هم به چیزهایی بیندیشیم که راهگشا و چاره ساز باشند.

هرکس برای موفقیت خودش متکی به باورهایی است که او را هدایت می کند. اگر باورهایش غلط باشند هرچه بیشتر تلاش کند، بیشتر زحمت بکشد مانند کسی که شنا بلد نیست بیشتر غرق خواهد شد اما اگر باورهایش درست باشند با کمترین تلاش و زحمت در دریای بیکران نعمت های الهی و زندگانی ثمربخش با خوشی و خرمی شنا خواهد کرد و در هرکاری موفق خواهد بود.

به طور غیرمستقیم تا اینجا چهار اصل یا قاعده بسیار ساده اما مهم و اثرگذار را مطرح کردیم، حال هرچقدر به این اصل ها بیشتر بیندیشیم و آن هارا بهتر بفهمیم و درعمل آن هارا به کار ببریم قطعا موفق تر خواهیم بود.

1) بزرگترین موفقیت ها با کوچک ترین قدم ها آغاز می شود.

2) حال که محکوم به زندگی هستیم پس باید بهترین زندگی را داشته باشیم.

3) آنچه در دست یا کنترل ما نیست برای آن ها فکر و انرژی و زمان صرف نکنیم.

4) در هرکاری همیشه بهترین و ساده ترین راه را انتخاب کنیم.

همیشه راه ساده تر و بهتری هم وجود دارد پس موفقیت فقط مربوط به تلاش، برنامه ریزی، اطلاعات بسیار دقیق یا پول کلان یا اساتید برجسته و مسائلی از این قبیل نمی باشد.

حالا برای هریک از این چهار اصل گفته شده برای خودتان یک رمز بسازید تا همیشه آن هارا به ذهن بسپارید و در مقام عمل به آن ها بپردازید.

سعی کنید رمزهایتان یک یا دو کلمه ای بوده و متناسب با موضوعات مرتبط با اصل باشند.

مثلا من خودم اصل یک را (کوچکترین قدم) اصل دو  را (بهترین زندگی) اصل سه را (کنترل اندیشه ها) و اصل چهار را (ساده ترین راه ها) نامگذاری کرده ام.

از این به بعد سعی کنید اندیشه هایتان را در جهت اصلاح باورهایتان بکار ببرید تا موفق باشید نه اینکه اسیر باورهای غلط بوده و خود را برده خیالات و توهمات بسازید.

با این مقدمه نسبتا کوتاه و بسیار ساده وارد مباحث کاملا جدی، اساسی و کاربردی در خصوص موفقیت در کارها از جمله تحصیل، مطالعه،زندگی، عشق و... خواهیم شد.

پس در جواب این سوال که از کجا شروع کنیم؟ خواهیم گفت که: از کارهای بسیار کوچک، از روش های بسیار آسان و از اندیشه های بسیار پاک و خلاصه اینکه از بهترین ها باید شروع کنیم و در این مسیر مواظب راه های غلط، خسته کننده، بیهوده و ملال آور باشیم. چرا کهیک اندیشه غلط، یک تصمیم نادرست، یک روش ناکارآمد، عمرهارا تلف کرده و انسان های بسیار زیادی را بیهوده و نافرجام به پای هم قربانی کرده است. حالا سوال اساسی تر این است که از کجا بدانیم که این حرف ها درست است؟ بدون بحث و مجادله، حدیثی از پیامبر اکرم را در جواب این سوال نقل می کنیم که فرمودند:(استفت قلبک) یعنی به قلبت مراجعه کن. اگر راهی بهتر از این پیدا کردید حتما مارا راهنمایی کنید تا آخر عمر مدیون شما خواهیم بود.

عالمی را یک سخن ویران کند     روبهان مرده را شیران کند

خلاصه بحث اینکه انسان برای تغییر و اصلاح خویشتن نیازمند مدیریت اندیشه ها و باورهایش می باشد و هیچ کس بهتر از خودمان نمیتواند راهبر و راهنمای ما باشد زیرا هیچ کس ما را بهتر از خودمان نمی شناسد، پس برای موفقیت در زندگی برای خودمان اصولی بسازیم تا هم باورها و اندیشه هایمان اصلاح شود و هم عملی و ساده بوده و قابل اطمینان باشد و هم بتوانیم آنها را به دیگران یاد بدهیم.

به پایان آمد این دفتر    حکایت همچنان باقیستای آینده و سرنوشت زندگی خویش تصمیم نگیریم، دیگران برای ما تصمیم ل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic